خط

۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

خطی که غرور را از عزت نفس و تواضع را از حقارت و ادب را از ضعف و چاپلوسی را از حسن نیت جدا میکند آنقدر باریک است که خیلی وقتها دیده نمیشود !

3 نظر:

ناشناس گفت...

سلام دوست خوبم
یا بهتر بگم "بابای مهربانم"
تو دقیقا درست می گی... بی رحمی نکردی. حقیقتیه که مدت هاست عیانه. من عاشق اون تصویری از آقا خوبه هستم که خودم ساختم. مطمئنا اگه یه بار با هم حرف زده بودیم اینقدر برام دست نیافتنی و عزیز به نظر نمی رسید. من اون رو یه ایده آل می بینم که برام خیلی شیرینه اما مسلما اونم چون یه آدمه مثل همه ی ما مشکلاتی داره...
در نتیجه جایگزینی برای این سوپرمنی که من توی ذهنم ساخته م بعید می دونم که پیدا بشه. اینجا در این شهر غربت که خدا رو شکر ابدا!!! در آن دیار عزیز هم آدم ها خیلی از باور من فاصله گرفتند. اگر هم آدم حسابی باشن که شاید به من اعتماد نکنن.. اونا هم مثل من مارگزیده و من هم ریسمان سیاه و سفیدشون...
به هر شکل منتظر می مونیم شاید اون شاهزاده سوار بر اسب سفید از دور و بر تخت جمشید پیدا شد.. شاید از اون دوران به یادگاری چیزی مونده باشه!
ممنونم ازت که بابای من شدی... ممنونم که حقیقت رو گفتی.. خیلی خیلی ممنونم ازت.

ناشناس گفت...

این یک آزمایش است

ناشناس گفت...

aaa

ارسال یک نظر