شقشقه

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه



گاهی وقتها هم اینجوری است که دستت را تا مرفق پر از شهد و عسل میکنی و میچپانی توی حلق کسی که نزدیکترین کست هست و حداقل از او اگر انتظار تشکر وسپاس نداری ، توقع فحش و ناسزا هم نداری و طرف صاف و پوست کنده خواهر و مادر خودش را به وصلت آباء و اجدادش می نشاند و دستمزد تمام محبتها و دلسوزیها و نگرانیها و اضطرابها و دلشوره ها را در معادله تف سربالا جمع کرده و دو دستی بواسطه چند رنگ و کلام و واژه و لحن بر ملاجت میکوبد !
...
دنیای گاها بدی است! ................ آدم دلش میگیرد!

0 نظر:

ارسال یک نظر